X
تبلیغات
...یا بقیةالله! دلهایمان خون است و چشمانمان اشکبار. نگاه بی قرارمان به راه توست و تو خود می دانی که در این دنیای عجیب و در این روزگار غریب ، بر این خلوت نشینان ماتم چه می گذرد. پس جان مادرت فاطمه ، هق هقِ غروب جمعه ی ما را در دفتر عشقبازی های عشّاقت ثبت کن سقا خونه
اگر دل دلیل است ، آورده ایم...
 سوگند  ( زیارت قبول)   عبدالزهرای عزیز     عبدالفاطمه  

بنده ی خدا ( جزیره مجنون)                                      عطیه 

    ناشناس ( غریبستان)                                           سلما

رهگذر                رهرو        منتظر ظهور منجی

مقداد         اسیر خاک              مجنون مهدی

فدایی آقا                   پوریا            یاس سفید

    سورنا                                       مریم ( انتظار بهار و باران)

 

و این شمعم برای همه ی حرف دلی های خوب و نازنین خیمه ی شهید آوینی

 

التماس دعا...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

در این ایام که ایام فاطمیه و سالروز شهادت مظلومانه ی بی بی دو عالم ، ام ابیها ، حضرت صدیقه

ی طاهره ، فاطمه ی زهرا سلام الله علیهاست و همه ی دلسوختگان مکتب اهل بیت عصمت و

طهارت ، در سوگ آن بانوی بزرگ اسلام ، زانوی غم در بغل دارند برای ظهور خورشید عدالت و فرج

حضرت موعود ارواحنا فداه دعا کنیم...

 

...

...

و امیدوارم سالی که در پیش روست به برکت دختر نبی گرامی اسلام برای همگی سالی سرشار

از موفقیت و خوشبختی و سلامتی و سربلندی باشه.

برای خروش هم دعا کنید

یاعلی...یاعلی...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 



شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ

لِسانِهِ لَنا.


شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، و آنهایى كه با قلب

و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1392ساعت 8:2 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

سلام بر دختر صبور فاطمه ...

 
میلاد با سعادت عمه ی سادات مبارک...
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

امشب از بوی اقاقی سر خوشم

از شراب چشم ساقی سرخوشم

من خراب چشم مستت ساقیا

می بده قربان دستت ساقیا

حیرتم آئینه دار دلبر است

مستی ام امشب ز جایی دیگر است

من پُر از هویم که هِی هِی می کنم

بشنو از نی ، بشنو از نی می کنم

باز آشوبی به کارم کرده عشق

همچو رگ های سه تارم کرده عشق

مست گشتم چرخ خوردم کف زدم

نو شدم برخاستم بر دف زدم

آه ای دف ها مرا یاری کنید

دل زدستم می رود کاری کنید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1392ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

 

در میان بنی اسرائیل عابدی زندگی می کرد. روزی به او گفتند که فلان جا درختی است و قومی

آن را می پرستند. عابد خشمگین شده، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را بر کَنَد.

ابلیس به صورت پیری بر مسیر او مجسّم شد و گفت: ای عابد! بر گرد و به عبادت خود مشغول باش.

عابد گفت: نه، بریدن درخت اُولی است و بعد درگیر شدند.

عابد برابلیس پیروز شد و او را بر زمین کوفت. ابلیس گفت: دست بردار تا سخنی بگویم.

تو که پیامبر نیستی و خدا این کار را بر تو مأمور ننموده است. به خانه برگرد تا هر روز دو دینار زیر

بالش تو نَهَم. با یکی معاش کن ودیگری را انفاق نما.

عابد با خود گفت: راست می گوید: بامداد روز بعد دودینار دید، روز دوم دو دینار،

ولی روز سوم چیزی نبود؛ خشمگین شد و تبر بر دوش گرفت. باز در همان نقطه ابلیس پیش آمد

 و گفت: کجا؟ عابد گفت: آمده ام تا درخت را برکَنَم، در این مشاجره، ابلیس پیروز شد.

ابلیس گفت: بار اول تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخّر تو ساخت،

ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی. ..

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 3:50 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

ز آسمان ز کهکشان ، زمزمه می رسد به گوش
 
کسی به جمع قدسیان ، نمانده ساکن و خموش
 
عیان شده ز بی نشان ، نشان جنبش و خروش
 
داده سبو بر همگان ، ساقی مستِ مِی فروش
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 0:10 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 
اين ماه مانند نامش  ،  بهار ماه هاي دوازده گانه است؛ چون ولادت رسول خدا صلّي الله
 
عليه و آله و سلّم در اين  ماه اتّفاق افتاده است ...
 
...
 
در لیلةالمبیت جبرئیل و میكائیل از سوی خداوند، كنار بستر حضرت علی علیه السلام آمدند، همان بستری که
 
امیر المؤمنین به جای نبی گرامی اسلام در آن خوابیده بودند . جبرئیل به آن حضرت گفت:
به به! كیست مثل تو ای فرزند ابوطالب، كه فرشتگان به وجود تو  مباهات می‎كنند.
 
آن گاه این آیه را از طرف خداوند، در شأن علی علیه السلام  به پیامبر صلّی الله علیه و آله  نازل كرد :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛
 
بعضی از مردم  جان خود را در برابر خشنودی خدا می‎فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.
 
 
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 5:4 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

خورشید به سوگ مصطفی می گرید،

 مهتاب ز داغ مجتبى می گرید،

درمشهد دل چه كربلایى برپاست،

قومى به شهادت رضا می گرید...

 
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1392ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهيدِ اَلسَّلامُ على اَسيرِ الْكُرُباتِ وَقَتيلِ الْعَبَراتِ

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِيُّكَ وَابْنُ وَلِيِّكَ وَصَفِيُّكَ وَابْنُ صَفِيِّكَ الْفاَّئِزُ بِكَرامَتِكَ اَكْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  | 

 

زندگی بی تو در این قافله سخت است پدر

گذرِ عمر از این مرحله سخت است پدر

 دخترت تشنه ی اشک است ولی باور کن

گریه کردن وسطِ هلهله سخت است پدر

 روضه ی خار مغیلان و کفِ پای یتیم

با دل نازک این آبله سخت است پدر

کاش می شد کمی از نیزه بیایی بغلم

به خدا بوسه از این فاصله سخت است پدر

 تا که چشمم به لبت خورد ترک خورد لبم

با لب پاره برایم گله سخت است پدر

عمّه دیگر چه کند من که خودم می دانم

زندگی با منِ کم حوصله سخت است پدر

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش! 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1392ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط باز مانده و خروش!  |